سینمای وطن ما: از فرش سرخ تا خاکروبههای فراموشی
سینمای وطن ما: از فرش سرخ تا خاکروبههای فراموشی یادداشتی برای فردای روشن دیروز، روزی سرد و دلتنگ بود. باران بیوقفه میبارید و ابرهای تیره چنان پایین آمده بودند که گویی بر قلبم نشسته باشند. مشغول ورق زدن دفترچهٔ یادداشتهایم بودم که چشمم به نامی آشنا افتاد: «روز سینما». آهی از دل کشیدم. برای فرار … Continue reading سینمای وطن ما: از فرش سرخ تا خاکروبههای فراموشی
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed