لن ترانی

یک نفر اندر وجودم زندگانی میکند دل به پیش روی نازش نغمه خوانی میکند گرچه می‌دانم به خنجر میزند دل را مدام در مقابل می‌رود دل، گل فشانی میکند بار ها رفتم که بینم روی او دیدم نشد چونکه هر بار در مقابل، ناجوانی میکند زخم ناسوری به دل مانده زدست وحشیا جای مهر هر … Continue reading لن ترانی