در میــهـنم، نـگــاهِ چــمـن درد میکند تاریــــخ عـصر ما و کـهـن، درد میکند دوران کــودکـی به هــیاهـــوی روزگار هر خــندهی جــوانِ وطـن، درد میکند نوک قلم شکـــسته و پژمُرده شد گُلان هر گوشــهی ز خــاکِ دمن، درد میکند در باغهای میـــهنما، گـل نمانده است مرگ جـــوان کشــیده کفن درد میکند دیگر تــوان نمانده به جان … Continue reading درد میکند
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed