شبیه درد ناسورم، که درمان در جهانم نیست سخن وافر به دل دارم، ولی گویی زبانم نیست رهایم کن که دلگیرم گذر دیگر نفس از من نمیخواهم دگر باری به دوشم در توانم نیست دمت گرم دلبر وحشی، مرا زنده به گور کردی سپید شد موی سر ای وا، دگر عمر جوانم نیست هدف گر … Continue reading دلبر وحشی
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed