لرزش دست

وقتی دنیای من اینگونه دلش می‌لرزد؛ گِله از لرزش این دسـت ضعـیفم نکنید رحم بر حال دلم کاش خداوند بکند خنده آرد به لبم، آه غمینم نکنید در بهارم به خدا رنگ خزانی دارم زنده ام، دست کشید، دفن زمینم نکنید شوق دیدار نگار تا به ابد همراه است خسته از خویش و ویا هم … Continue reading لرزش دست