زنجیر زمان

مرا در چاه تاریکی، چو یوسف کرده‌یی آزاد تو ای وحشی چنین کردی، دمت گرم، خانه‌ات آباد به زنجیر زمان بستی چه محکم دست و پایم را نمی‌شد باورم هرگز، چه سود دیگر ز این فریاد؟؟ به خوردم می‌دهم طعنه، چرا وحشی حتی حالا.. همیشه با منی هر جا، همیشه دارمت در یاد به کوه … Continue reading زنجیر زمان