صدوهفت شمعی که باد نتوانست خاموش کند
صدوهفت شمعی که باد نتوانست خاموش کند { استقلال را بفهمیم، تا استقلال را بیابیم } از امانالله تا فردا ٫ نبضی که نمی ایستد. خونی که در رگ بیرق جاریست. افغانستان٫ عشقی که با استقلال آغاز شد. از دل تاریخ، برای قلب فردا. نبضی که در رگ های صدوهفت سال می تپد. چراغی که … Continue reading صدوهفت شمعی که باد نتوانست خاموش کند
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed