من از آن روز اول عاشق رویا بودم غرق چشمان صنم دختر کاکا بودم زلف شبنم ز نظر هیچ نمیرد اما محو گیسوی پری، رقص سهیلا بودم در سخن شهد و شکر دیده بودم مینا را من نظر بند همان زهره و دیبا بودم 😉 حرف من را به گمانم که بفهمید شهلا انتظار لب … Continue reading طنز و انتقاد
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed