بی‌تو

وحشیا گل ندهد بسته وجودم بی‌تو مرگ رسد لحظه‌ی گر خنده نمودم بی‌تو در کنار تو فقط مونس من شادی بود درِ غم را به سری خود، گشودم بی‌تو روی زخم دلی من از چه نمک می‌پاشی.. عاشق روی تو از زخم کبودم بی‌تو دست تقدیر مرا خوب عذابم کرده طعنه‌ی تلخ ز هجر تو … Continue reading بی‌تو