وحشیا گل ندهد بسته وجودم بیتو مرگ رسد لحظهی گر خنده نمودم بیتو در کنار تو فقط مونس من شادی بود درِ غم را به سری خود، گشودم بیتو روی زخم دلی من از چه نمک میپاشی.. عاشق روی تو از زخم کبودم بیتو دست تقدیر مرا خوب عذابم کرده طعنهی تلخ ز هجر تو … Continue reading بیتو
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed