تو را شبیه ترانه بوسیدهام، هنوز
تو را شبیه ترانه بوسیدهام، هنوز شبیه قهوهای تلخ، کنار دود و سکوت و چشم های من آن آسمان گمشدن بود وقتی نسیم انگشت در انگشت گیسوانم میبرد تو مردی نبودی که از کنار زنی چون من ساده عبور کند… هر بار خندیدم یک بندر قدیمی در قلب تو چراغهایش را روشن کرد و هر … Continue reading تو را شبیه ترانه بوسیدهام، هنوز
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed