آمدی

آمدی در نگاه خسته ى من رهروِ کوچه های خواب شوی درشبی پیش چشم آينه ها خنده ى صبحِ آ‌فتاب شوی آمدی تا شبیه هر مهتابى خنده به سر زمین نور دهی یا حریرِلبِ شقایق را مملو از بوسه های ناب شوی یا به آتش کشی شبی دل را در سکوتی میانِ تنهایی یا ازآن … Continue reading آمدی