مرا با عشق خود بُردی عزیزم مبتلا کردی خودت غافل زمنساختی بلا کردی، بلا کردی هماندم تا که فهمیدی، ترا من دوست میدارم شدی بی اعتنا بر من، عزیزم قتل ما کردی به دنیای خیال تو، مسافر گشته ام امروز مرا در شهر عشق خود شهید کربلا کردی به درمانم نکوشیدی.. مرا تنها چرا امروز … Continue reading دنیای خیال
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed