ناله از هجر و فراقت، زسحر تا دم شام این تنی عاشق من، آه چه کشیدن دارد روز ها گر ز زبان تو رسد نیز سخنی وه که دشنام بشود نیز شنیدن دارد نسترن پیش قدوم تو خجل گشته خجل دل اسیر تو شده ارزشی دیدن دارد دست تقدیر مرا پیش تو خواهد رساند از … Continue reading زهر دست
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed